مؤلف مجهول

36

تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )

[ الكهف : 46 ] آنگاه روح قدسى مقدس گشت و تن خاكى در خاك ماند . در تاريخ صد و نود و نه وفات كرد « 1 » . بعد از وفات پادشاه در خواب ديد ، گفت : اى شيخ ! در حضرت بىنيازى چه كار از همه كارها بهتر ؟ و كدام عبادت از همه عبادت‌ها سزاوارتر ؟ شيخ گفت : اى پادشاه ! از همه آن بهتر كه « 2 » يك فاسق را از راه فسق بازكشى ، و يا يك باطلى را به راه حق دعوت كنى و به يارى ، و يا در ميان خلق عدل كنى . آن كن كه درويش گفت ، تا از رستگان باشى ، زيراكه افضل « 3 » طاعات نزد حق سبحانه و « 4 » تعالى اين ديدم . تو خود پادشاهى و حكم تو بر مردم جارى است و فرمان تو « 5 » سارى . باز پرسيد كه : اى شيخ ! خداى با تو چه كرد ؟ گفت : اى پادشاه ! آن كرد كه به حضرت خواجه اويس قرنى كرد . و الله اعلم بالصواب و الله المرجع و المآب .

--> ( 1 ) - ب : قدسى مقدس شيخ بزرگوار در تاريخ صد و نود و نه ازين قفس جسمانى به عالم جاودانى پرواز نموده وفات يافت . ( 2 ) - ب : از همه بهتر آنكه ( 3 ) - ب : فضل ( 4 ) - ب : - سبحانه و ( 5 ) - الف : - تو